close
تبلیغات در اینترنت
خدا هست

خدا هست

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت، در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع ("خدا") رسیدند، آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا هم وجود داشته باشد!! مشتری پرسید چرا باور نمی کنید؟! آرایشگر جواب داد : کافیست به خیابان بری تا ببینی چرا خدا وجود ندارد...به من بگو اگه خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟... بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اگه خدا وجود داشت نباید درد و رنجی هم وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم…

نقشه سایت

خانه
خوراک

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 246 کل نظرات : 715 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 122 آمار بازدید
    بازدید امروز : 68 بازدید دیروز : 48 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 1 آي پي ديروز : 23 بازدید هفته : 136 بازدید ماه : 446 بازدید سال : 4,737 بازدید کلی : 101,701 اطلاعات شما
    آی پی : 54.234.228.78 مرورگر : سیستم عامل : امروز : چهارشنبه 21 آذر 1397

    آرشیو

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 168 farnoosh
    0 177 unique
    0 177 unique
    0 173 farnoosh
    0 206 mahdi
    0 237 farnoosh
    0 194 farnoosh
    0 185 hana
    0 171 unique
    3 243 farnoosh
    0 82 unique
    1 120 yasaman
    2 121 yasaman
    2 93 yasaman
    2 93 yasaman
    1 114 farnoosh
    0 73 yasaman
    1 140 attorney
    2 112 unique
    1 128 yasaman

    تبلیغات

    خدا هست

    مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت، در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

    آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع ("خدا") رسیدند، آرایشگر گفت:

    من باور نمی کنم که خدا هم وجود داشته باشد!!

    مشتری پرسید چرا باور نمی کنید؟!

    آرایشگر جواب داد : کافیست به خیابان بری تا ببینی چرا خدا وجود ندارد...به من بگو اگه خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟... بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اگه خدا وجود داشت نباید درد و رنجی هم وجود داشته باشد.

    نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می داد این همه درد و رنج وجود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد آما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

    ادامشو حتما بخونید

    مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت، در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

    آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع ("خدا") رسیدند، آرایشگر گفت:

    من باور نمی کنم که خدا هم وجود داشته باشد!!

    مشتری پرسید چرا باور نمی کنید؟!

    آرایشگر جواب داد : کافیست به خیابان بری تا ببینی چرا خدا وجود ندارد...به من بگو اگه خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟... بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اگه خدا وجود داشت نباید درد و رنجی هم وجود داشته باشد.

    نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می داد این همه درد و رنج وجود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد آما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

    آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود .

    مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:

    می دانی چیه؟... به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارن!

    آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟

    من اینجا هستم...من آرایشگرم...من همین الان موهای تو را کوتاه کردم...

    مشتری با اعتراض گفت:

    نه آرایشگر ها وجود ندارن چون اگر وجود داشتند هیچ کس مثل مردی که بیرون هست با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

    آرایشگر: نه بابا! آرایشگر ها وجود دارند...موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند. مشتری قبول کرد... دقیقا نکته همین است...

    خدا هم وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد...



    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی