close
تبلیغات در اینترنت
حقوق علامه

حقوق علامه

حقوق علامه

وبلاگ اختصاصی دانشجویان حقوق علامه ورودی 91

نقشه سایت

خانه
خوراک

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 246 کل نظرات : 715 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 122 آمار بازدید
    بازدید امروز : 110 بازدید دیروز : 17 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 10 آي پي ديروز : 8 بازدید هفته : 110 بازدید ماه : 639 بازدید سال : 890 بازدید کلی : 97,854 اطلاعات شما
    آی پی : 54.80.7.173 مرورگر : سیستم عامل : امروز : دوشنبه 01 مرداد 1397

    آرشیو

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 161 farnoosh
    0 173 unique
    0 175 unique
    0 168 farnoosh
    0 199 mahdi
    0 236 farnoosh
    0 192 farnoosh
    0 180 hana
    0 167 unique
    3 239 farnoosh
    0 80 unique
    1 117 yasaman
    2 108 yasaman
    2 91 yasaman
    2 92 yasaman
    1 109 farnoosh
    0 71 yasaman
    1 138 attorney
    2 109 unique
    1 128 yasaman

    تبلیغات

    سال نو مبارک

    سال نو آمد به صد شور و امید ای‌ گوسفند! گشت با نامت عجین سال جدید ای‌ گوسفند! سال میمون گرچه بعد از سال تو آید ز راه بر تو میمون باد این عید سعید ای‌ گوسفند! اسبِ سال پیش، مهمیز گرانی را چو دید بی‌هوا با شیهه‌ای از ما رمید ای‌ گوسفند! در چریدن با گرانی بس رقابت داشتی تو ز مرتع، او ز جیب ما چرید ای‌ گوسفند! تا که چوپانِ تو دولت شد زما ایمن شدی قیمتت گرگی شد و ما را درید ای‌ گوسفند! لیکن امسال اندکی دلرحم‌تر باش ای عزیز، هان مشو از چشم مردم ناپدید ای‌ گوسفند! من تو را در هیئت کوبیده می‌بینم کنون این امیدم را نفرما نا ‌امید ای‌ گوسفند! نیست کافی مبلغ یارانه‌‌ام پشم تو را سخت می‌لرزد تنم وقت خرید ای‌ گوسفند! گوشتت را تحفه آور، نیکبختم کن عزیز باد بختت عینهو پشمت سفید ای‌ گوسفند! بی‌تو آخر قهر کرد از سفرۀ ما آبگوشت نان مگر در اشک خود سازم ترید ای‌ گوسفند! گوشتت از بس گران شد جای قفقازی و برگ همچو تو خوردیم هی برگ شوید ای‌ گوسفند! خواب دیدم عاقبت قفل تورّم باز شد، بسکه دولت کرد هی در آن کلید ای‌ گوسفند! چون پریدم ناگهان از خواب، دیدم کشک بود بعد، کشکی هوش من از سر پرید ای‌ گوسفند! * کاش روزی«بوالفضول»از فیلۀ تو می‌مزید بع...له‌ای(!) ما را بگو ، لطفت مزید ای‌ گوسفند!

    به خودمان بیاییم

       مثل هر بار برای تو نوشتم:
    دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
    و ای کاش که این جمعه بیایی!
    دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
    تو کجایی؟ تو کجایی...
    و تو انگار به قلبم بنویسی:
    که چرا هیچ نگویند
    مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
    و عجیب است
    که پس از قرن و هزاره
    هنوزم که هنوز است
    دو چشمش به راه است
    و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
    که گویند
    به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
    و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

     
    =-=-=
    جواب امام زمان:
    تو خودت!
    مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
    ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
    تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
    باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
    ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
    تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
    چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
    چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
    چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
    چه کسی راه به روی تو گشوده؟
    چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
    چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
    و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
    تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
    هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
    هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
    خواهش نفس شده یار و خدایت ،
    و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
    و به آفاق نبردند صدایت
    و غریب است امامت
    من که هستم ،
    تو کجایی؟
    تو خودت کاش بیایی
    به خودت کاش بیایی...!
     
    =-=-=-=-=
     
    اللهم عجل لولیک الفرج
    و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
    و المستشهدین بین یدیه

     

    ضرب المثل حقوقی

    21_حقیقت در ته چاه نهفته است (فرانسوی)


    22_حقیقت گرزی است که فرود می اید و همه را میکشد (فرانسوی)

     


    23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است (المانی)

     


    24_حقیقت ، بهتر از طلاست (انگلیسی)

     


    25_حقیقت ، مهر خداست (عبری)

     


    26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان میکند (ایتالیایی)

     


    27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود میترساند (المانی)

     


    ۲۸ـ اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس (چینی)

     


    ۲۹ـ انکه تهمت میزند هزار بار میکشد ولی قاتل فقط یک بار میکشد (چینی)

     


    ۳۰ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می شود (عبری)

     


    داستان عمر انسان

    خداوند ” خــر ” را آفرید! و به او گفت:تو بار خواهی برد؛ از عقل بی بهره خواهی بود؛و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود؛و ۵۰سال عمر خواهی کرد!

    ” خــــر” به خداوند پاسخ داد: حداوندا؛من میخواهم خر باشم؛اما ۵۰سال برای عمرم طولانی است.. عمر مرا ۲۰سال کن.

    و خداوند آرزوی “خـــر” را براورده کرد.

    خداوند ” ســـگ” را آفرید! و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی شد؛بهترین و وفادارترین یار انسان..و ۳۰سال عمر خواهی کرد!

    “ســــــگ” جواب داد: خداوندا! عمر مرا ۱۵سال کن. و خدا آرزوی سگ را هم براورده کرد.

    خداوند “میـــمون”را آفرید! و به او گفت: تو از این جا به آنجا میپری؛ برای دیگران شکلک در می آوری تا سرگرم شوند؛تو ۲۰سال عمر میکنی!

    “میــــمون”جواب داد:خداوندا ۲۰سال عمری طولانیست.. مرا ۱۰سال کافی است! و خداوند آرزوی میمون را نیز براورده کرد..

    و سرانجام!خداوند ” انــــسان” را آفرید!و به او گفت: تو سروریِ همه موجودات زمین را در دست میگیری و بر تمام جهان مسلط میشوی؛ و ۲۰سال عمر میکنی!

    “انــــــسان” به خداوند گفت: سرورم؛ ۲۰سال برای من خیلی کم است!!

    آن ۳۰سالی که خر نخواست؛ آن ۱۵سالی که سگ نخواست؛آن ۱۰سالی که میمون نخواست زندگی کند؛ به من بده!! و خدا آرزوی انسان را براورده کرد!

    از آن زمان تا کنون؛ انسان فقط ۲۰سال مثل انسان زندگی میکند!!

    و پس از آن ازدواج میکند و ۳۰سال مثل ” خـــر” کار میکند!

    و پس از آنکه فرزندانش بزرگ شدند- ۱۵سال مثل “ســــگ”از خانه ای که در آن زندگی میکند؛ نگهبانی میکند!!

    و وقتی پیر شد ۱۰سال مثل “میــــمون” از خانه این پسر به خانه آن دخترش میرود و سعی میکند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!!

    ضرب المثل حقوقی2

    11_ قانون چاه بي انتهاست،هركه گرفتارش شد كار آن ساخته است  (چيني )

    12_قاضی خوب همسایه بد است (امریکائی)

    13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز (استونی)

    14_قانون مانند تار عنکبوت است ، سوسک از ان رد میشود ولی مگس گرفتار میگردد (چک)

    15_قانون همه را می لیسد (اسکاتلندی)

    16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت میکند (انگلیسی)

    17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند (اسپانیائی)

    18_حق شناسی بار سنگینی است (اسکاتلندی)

    19_حق بالاتر از قانون است (روسی)

    20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند , قانون نیست (انگلیسی)

     


    قبل از انجام هر کار راهکارهاي متفاوت را بررسي کنيم

    *ميگويند در کشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت

    و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق کرده بود اما

    نتيجه چنداني نگرفته بود.

    وي پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه

    به يک راهب مقدس و شناخته شده مي بيند.وي به راهب مراجعه ميکند و راهب نيز

     پس از معاينه وي به او پيشنهاد کرد که مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نکند.

     پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشکه هاي

    رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي کند.همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با

     همين رنگ عوض ميکند.پس از مدتي رنگ ماشين، ست لباس اعضاي خانواده

    و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و ترکيبات آن تغيير ميدهد و

    البته چشم دردش هم تسکين مي يابد.*

     *مدتي بعد مرد ميليونر براي تشکر از راهب وي را به منزلش دعوت مي نمايد.

    راهب نيز که با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود که بايد لباسش

    را عوض کرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن کند. او نيز چنين کرده و وقتي به محضر

    بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسکين يافته؟  مرد ثروتمند نيز تشکر

    کرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود که تاکنون داشته". مرد راهب با

    تعجب به بيمارش ميگويد بالعکس اين ارزانترين نسخه اي بوده که تاکنون تجويز کرده ام.*

     *براي مداواي چشم دردتان، تنها کافي بود عينکي با شيشه سبز خريداري کنيد و هيچ نيازي

    به اين همه مخارج نبود.براي اين کار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي، بلکه با تغيير ديدگاه

     و يا نگرشت ميتواني دنيا را به کام خود درآوري.*

     

    نکته:

    *تغيير دنيا کار احمقانه اي است اما تغيير ديدگاه و يا نگرش ما ارزانترين و موثرترين

    روش ميباشد.*

    بزرگداشت استاد کاتوزیان

    مراسم برزگداشت استاد کاتوزیان فردا چهارشنبه۱۴/۱۲/۱۳۹۲ در سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه برگزار می شود

     

     

     

     

     

    "http://img.aksfa.org/2011/morteza-katouzian/morteza-katouzian-09.jpg"

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بدون شرح

    امروز صبح خبری که از دانشکده استارت خورد تمام سایت های خبری رو شوکه کرد

    وقتی تمام برنامه های بسیج برای مناظره با بدقولی اصحاب مناظره روبرو شد همان طور که قبل از رسانه ای شدن به دوستان اهل مناظره گفته بودیم ادعای واهی و بدقولی انها را رسانه ای کردیم تا گناه ایستایی فضای دانشگاه ها بر گردن دانشجویان نیوفتد و بر همه محرز شود که این اهل فن اند که کم کاری میکنن خب ادامه حرفامو از زبان بقیه خبرگزاری ها بشنوید...

    این مطالب از زبان خبر گزاری فارس.رجا نیوز.مشرق.ایسنا.الف.snnو چندین خبرگزاری دیگر گفته شد

    ضرب المثل حقوقی

    سلام خدمت دوستان بی معرفت از این هفته هر هفته۱۰ضرب المثل حقوقی که دونستنش برای ما لازمه رو تو این پست میذاریم امیدوارم به درد بخوره!!!

    1_قانون سه روز پير تر از دنياست   (استوني )

    2_قلم و جوهر بهترین شهودند (پرتقالی)

    3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد (المانی)

    4_حقیقت ، دختر زمان است  (ایتالیایی)

    5_قانون غالبا دندان خود را نشان میدهد ولی گاز نمی گیرد (انگلیسی)

    6_حقیقت سنگین است ، لذا عده ای معدود حاضرند انرا حمل کنند (عبری)

    7_حقیقت را میتوان خم کرد ولی نمیتوان انرا شکست (ایتالیایی)

    8_حرف حق شمشیری است برنده (فارسی)

    9_قاضی که بی گناهی را محکوم  سازد , وجدان خود را محکوم کرده است (سوئدی)

    10_حقیقت غالبا در یک استخر زشت پنهان است (چینی)


    شعر

    حبه القلب

     

    کاش می شد که روزی، دلم را

    مثل بذری بکارم که فردا

    بارور گردد و نسل عشاق

    از محیط زمین برنیفتد

     

    برگ بی درخت

     

    برگی از شاخه افتاد در آب

    روی برکه نوشت این سخن را:

    " این همه آب داری، چه جویی؟

    دیگر از دل برون کن، وطن را "

    چند روز دگر، در بن آب

    برد از یاد این داشتن را

    مرد و

    پوسید

    و از یاد خود برد

    هم وطن را و هم

    خویشتن را

     

    در چار راه برده فروشان

     

    بر زورقی ز واژه نشستن

    وز آب روی خویش گذشتن

    وانگه به گوش عرش رساندن

    بیدادها را و عربده ها را

    مردم! چه ساده لوح و چه گولید

    این "عارفان" حرفه ای شهر

    شرمی نمی کنند شما را

    اینان که زیر پرتو خورشید

    - در چار راه برده فروشان -

    حراج کرده اند خدا را!

     

    تبعید به درون

     

    عمری، پی آرایش خورشید شدیم

    آمد ظلمات عصر و نومید شدیم

    دشوارترین شکنجه این بود که ما

    یک یک به درون خویش تبعید شدیم

     

    گمشده

     

    طفلی به نام شادی،

    دیری ست گمشده ست

    با چشم های روشن براق

    با گیسویی بلند، به بالای آرزو

    هرکس ازو نشانی دارد،

    ما را کند خبر

    این هم نشان ما:

    یک سو، خلیج فارس

    سوی دگر، خزر

     

     

    این رشته سر دراز دارد

    اول ترم:

     داستان اول ترم شروع می شه و الحمد الله ما پسرا رو هم که آب ببره تو خوابیم(چه ضرب المثل جالبی!!) و به حساب این که بابا هنوز اول ترمه و کی خونده و کی نمره داده میگذره به شادی و خیابون گذری و فیلم دیدنو و کنار هم بگو و بخند و صبح و عصرم رفتن سر کلاس.

    تازه قصه به همین جا ختم نمیشه و وقتی یه خرده از ترم می گذره و جزوه ها رو هم انبار میشه نگاه که میکنیم حجم جزوه رو چشامون باباقوری میره و می گیم از نو که نخوندیم بذار همون پایان ترم همشونو یه جا می خونیم.بنده خدا اونیم که می خونه برای این که هم درد خودمون پیدا کنیم میگیم(بابا خر خون،هضم و جذب کردی اون جزوه رو!) و ایام رو هم به کام خودمون و هم به کام دیگر بچه ها شیرین می کنیم و خوشحال از این که یه نفر دیگه به اکیپمون اضافه شد.

    وسط ترم:
    اوه،اوه؛باز بوی میان ترم آید همی و غم ما تازه شود.خصوصا ما بچه هایی که طول ترم رو یه شب تو خونه نیستیم حالا باید مثل بچه آدم بشینیم خونه و صفحات جزوه رو بشماریم و لعنت و نفرین کنیم به استاد بدبخت که به ما چه همه جزوه داده و دنبال بچه های ترم بالایی برای این که حداقل چند نمره برامون سوال لو بدن و از طرفی ب دنبال خلاصه جزوه ها در نهایت ‌blue ray که شاید این چشمان جزوه ندیده ما و مخ های آکبند کمی از حالت نو بودن خارج بشن و بعد نیم ترم هوا خوردن،دو هفته برامون کار کنن و از طرفی توسل به امدادهای غیبی و مشورت با کف دستا و رو دست ها و کاغذ هایی که برای بررسی نیازمند میکروسکوپ اند؛راستی اینو گفتم به یه مساله جالب پی بردم! تا حالا توجه کردین سر امتحان چشمامون برای دیدن تقلب روی کاغذ و کف دست در حد میکروسکوپه و در مشاهده برگه دوستان مشورت دهنده در سر امتحان تلسکوپ!


    پایان ترم:

    همون طور که مستحضر هستند بعضی ها، این ایام در حکم ایام پاس شدن و پاس نشدن و از طرفی در حکم مشروط شدن یا نشدن برای عده ای کثیر و معدل الف شدن برای اونایی که رو اعصاب آدم رژه میرن محسوب میشه! بله باز مجددا غصه شب زنده داری و ...پیچ شدن مخ به علت اصطلاحاتی که در طول ترم یا اصلا به گوش نرسیده و یا شتر دیدی ندیدی شده!توی این ایامه که یه بطری کنار دست و در کنار جزوه هاته(البته برای من اینطوریه ولی بعضیا اکتیویته فعال تر و میرن سراغ دوپینگ مغز؛راستی این دوپینگ از مواردیه که میگن"خطر داره حسن!") و به نظر خودم این امتحانات اصلا ارزش اینو نداره بری سراغ این مواد.

    خلاصه این که در طول امتحانات پایان ترم از یه طرف به دنبال جزوه و از طرفی،... به این و اون که این چه درسیه و این چه جزوه ایه و هرشب خواب مشروطی دیدنو تو خواب به دور خود غلتیدن و هزار بار به خودت قول دادن که دیگ از ترم دیگه آدم بشی و مثل بچه آدم بشینی سر درسات و به این فکر کنی که در کنار تفریح،درس هم باشه!(چه غلطا!!) و از این جور افکار بابابزرگانه.از طرفی دیگه پایان ترم بازار تقلبات داغه داغ میشه و در این جاست که بالاخره استعداد ماهایی که سر کلاس به چیزی گوش نمیدیم به منظر ظهور میرسه(بالاخره باید یه جاهایی خودمونو نشون بدیم دیگه!) پس با هزار زور و تزویر و مشورت با بزرگان در سر امتحان،امتحان یا پاس میشه و یا اوت. اونوقته که باز دوباره تصمیم میگیریم از شروع ترم جدید بشینیم مثل بچه درسخونا درس بخونیم ولی...

    .

    .

    این چرخه ادامه دارد!!

    درس را ول نکنیم!

      توي خانه انگار ، پدرم بود که گفت : درس را خوب بخوان
        درس را خوب بفهم : بلکه چيزي بشوي، درس را ول نکنيم

        چه کشنده است اين درس
        چه خوش است دانشگاه ، سال بالايي ها چه صفايي دارند.
        همه شان سنواتي
        مدتش افزون باد
        من نديدم همه شان ،بي گمان ، همه بيش از ده ترم است
        که همينجا ماندند
        همگي مي دانند که تقلب خوب است
        و ميانترم هميشه دو در است
        اصل خانم بابایی ست
        اصل پايان ترم است
        توي برگ کسي ، مسئله حل بشود ، همگي باخبرند
        دمشان گرم بابا!
        سال بالاي ها درس را مي فهمند
        ول نکردندش ما نيز درس را ول نکنيم.

    استاد ودانشجو

    -اینم مناظره ی استاد و دانشجو بعد از دیدن نمره ی پایان ترم :

    گفتم غمم فزون است / گفتا زمن چه آید ؟

    گفتم که نمره ام ده / گفتا زمن نیاید

    گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید / گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید

    گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد / گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید

    گفتم که نمره ی هفت بدبخت عالمم کرد / گفتا که گر برای آن هم زیادت آید

    گفتم خوشا دهی که دست شما دهد آن / گفتا تو کوشش کن کو وقت آن برآید

    گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد ؟/ گفتا نگوی با کس تا وقت آن برآید ...



    بی تو ....بی من ....

     

     پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

    تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

    آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

    بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

    بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی

    بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی

    فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟

    جوجه ها را بعدا با هم میشماریم 

    یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست 

    هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد

    امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست

    شب یلدای من آغاز شد

    نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه

    بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست

    یلدایت مبارک

    قضاوت با شما

    من تو این پست هیچی نمیگم چون حرفی برای گفتن ندارم خودتون هر چی خواستین توی این مطلب بنویسید

    اینجا سوریه...........

     

     

    شب شعر عاشورایی

     

    شب شعر عاشورایی

     

    با حضور:

    استاد ناصر فیض

    علی محمد مؤدب

    محسن عرب خالقی

    میلاد عرفان پور

    زمان: یکشنبه 24 آذر 92 - ساعت 13 الی 15

    مکان: سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم سیاسی

     

    مقدم همه دوستان اهل دل رو گرامی می داریم!

    برای...

    برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن برخی حرف ها,

     

    از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست.

    باید "از آنجا که همیشه هستیم" برخیزیم.

    آدمی در برشهای گوناگونش حقیقت های گوناگون می یابد.

    در هر برشی, بعدی دارد و در هر بعدی, موجود دیگری است

    و جهانش نیز جهانی دیگر می شود و لاجرم نگاهی دیگر وزبانی دیگر می یابد.


    پیامی از سوی خدا به بنده های دل شکسته

    می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود.

    همان دل های بزرگی که جای من در آن است،

    آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.
    دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
    هنوز من هستم.
    هنوز خدایت همان خداست!
    هنوز روحت از جنس من است!
    اما من نمی خواهم تو همان باشی!
    تو باید در هر زمان بهترین باشی.
    نگران شکستن دلت نباش!
    می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
    و جنسش عوض نمی شود ...
    و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...
    و تو مرا داری ...برای همیشه!
    چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
    چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
    چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
    صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
    درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
    دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
    می خواهم شاد باشی ...
    این را من می خواهم ...
    تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
    من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

    و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
    نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
    شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
    اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
    فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
    و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیست

    خدایا شکرت

    ۱۲ آذر سال روز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

    تاریخچه قانون اساسی

     

    قانون اساسی متضمن کلیه قواعد و مقررات مربوط به قدرت، انتقال و اجرای آن است. حدود آزادی فرد در برابر قدرت و حد و مرز اعمال تشکیلات حاکم در برخورد با حوزه حقوق فردی در قانون اساسی تعیین می شود. قانون اساسی به مفهوم مادی آن در همه جوامع تکامل یافته یافت می شود؛ اما به عنوان یک سلسله اصول و قواعد مدون زیر لوای یک متن رسمی و به عنوان یک قانون برتر، دستاورد نهضتی است که در مغرب زمین در پی انقلاب صنعتی در جهت قانون سازی جوامع به وقوع پیوست. هدف اصلی این حرکت، پایان دادن به خودسری حکام و تأمین آزادی های فردی بود. این جنبش از ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۸۷ م آغاز گردید و در سال ۱۷۹۱ م با انقلاب فرانسه به اوج خود رسید.

     

    در جهان اسلام، نخستین حرکت درزمینه قانون خواهی و تکیه بر حقوق اساسی به نام تنظیمات خوانده می شود و در عهد سلطان عبدالمجید عثمانی(۱۸۳۹-۱۸۶۱) منجر به تنظیم امور دولت بر اساس جدید گردید. اولین قانون اساسی در مشرق زمین در سال ۱۸۷۶ م (۱۲۹۳ ق) در عهد سلطان عبدالحمید عثمانی(۱۹۰۹-۱۸۷۶) به نام مشروطه  توسط مدحت پاشا و جمعی از متفکرین با هدف تلطیف حکومت مطلقه سلطنتی به وسیله مشروطه  کردن آن به مراعات قانون اساسی نوشته شد. این قانون که اهم اصول آن از قوانین اساسی غربی اخذ شده است، نظام سیاسی را سلطنتی موروثی پارلمان محصور در آل عثمان ترسیم کرده و قوای حاکم را به دو قوه مقننه و اجراییه تقسیم می کند. سلطان مقامی مقدس و غیرمسئول است که نصب و عزل وزرا به دست اوست. قوه مقننه از دو مجلس انتصابی سنا(اعیان) و مجلس انتخابی شورا تشکیل می شود. ضمناً مجله احکام عدلیه شامل قانون مدنی دولت عثمانی نیز در سال ۱۲۹۳  ه.ق(۱۸۷۶ م)  منتشر شد.

    سی سال بعد قانون اساسی ایران در ۵۱ اصل در زمان مظفرالدین شاه قاجار به تصویب می رسد. این قانون  مانند قانون اساسی عثمانی اقتباس از قوانین غربی است. در پی پافشاری علما برای تطبیق قانون با قواعد شرع بالاخره، در تاریخ ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ه .ق متمم قانون اساسی در ۱۰۷ اصل در زمان محمدعلی شاه قاجار به تصویب می رسد. در تاریخ آذر ۱۳۰۴  ه.ش با تغییر اصول ۳۶ تا ۳۸ انتقال قدرت از خاندان پهلوی هموار می شود. قانون اساسی چه در ایران و چه در عثمانی، اگرچه امید می آفرید، اما هرگز از استبداد هیأت حاکمه و تجاوز به حقوق حقه جلوگیری نکرد.

    ورودی های 1371حقوق شیراز

    کلاسهای ما هم بعد از ما اینطوری خالی مونده . مگه نه ؟

     

    ردیف

     نام خانوادگی

     نام

    تحصیلات

    شغل

    1

    ابراهیمی

    عیسی

    کارشناسی

    وکیل/تهران

    2

     ابراهیمی قوشچی

    حسن

    ارشدخصوصی

    دادستان/پلدشت

    3

    آرمند

    امید

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    4

    اژگان

    گلتاج

    کارشناسی

    دبیر/جهرم

    5

    اسماعیلی

    کرامت

    کارشناسی

    وکیل/شیرار

    6

    اقدامی

    لیلا

    کارشناسی

    قاضی/شیراز

    7

    انبارکی مطلق

    مریم

    ارشدبین الملل

    سردفتر/بوشهر

    8

    بلندزاده فسایی

    سعید

    کارشناسی

    قاضی/صفاشهر

    9

    بوستانی

    سارا

    کارشناسی

    سردفتر/جهرم

     

    پاکدامن

    رویا

    کارشناسی

    وکیل/مشهد

    10

    حسینی آذر

    سیفعلی

    ارشدخصوصی

    بازپرس/ارومیه

    11

    حیدری

    کرامت

    کارشناسی

    کارمندگمرک/شیراز

    12

    خندانی

    علی

    کارشناسی

    سردفتر/تهران

    13

    رحیمی زاده منصورخانی

    یعقوب

    ارشدجزا

    رییس دادگستری /شهرضا

    14

    رهایی

    محمدکاظم

    کارشناسی

    نظامی/شهرضا

    15

    رنجبر صحرایی

    مسعود

    دکترای خصوصی

    وکیل/استاد/شیراز

    16

    زحلی بهرام کارشناسی

    کارمندثبت شیراز

    17

    زمانی

    تیمور

    کارشناسی

    وکیل/نقده

    18

    سالم حقیقی

    صنم

    دکترای حقوق یا گرایش نفت

    -شاغل درWTO

    ساکن آمریکا

    19

    سلیمانی

    حسن

    دکترای بین الملل

    فعلا استاددانشگاه

    20

    شرافت

    مهرنوش

    کارشناسی

    قاضی/واحدارشادکرمان

    21

    شیخی پور

    محمدحسن

    کارشناسی

    دادستان/دزفول

    22

    صادقی

    عالیه

    ارشدعمومی

    قاضی اجرای احکام/بوشهر

    23

    عسگری

    جبار

    ادانشجوي دكتراي خصوصی

    رییس دادگستری/خرامه

    24

    علیخانی

    مرضیه

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    25

    علیزاده شورکی

    اکبر

    ارشدحقوق بشر

    ؟/یزد

    26

    غائبی

    براتعلی

    ارشدخصوصی

    قبلا رییس دادگستری/آستارا

    27

    فرخی

    زهره

    دکتری/خصوصی

    وکیل/استاد/شیراز

    28

    فرخی

    عباس

    کارشناسی

    ؟

    29

    فعال

    بهزاد

    کارشناسی

    وکیل/رشت

    30

    فیروزرنجبر

    صدرالله

    ارشدخصوصی و جزا

    دادستان/آبیک قزوین

    31

    فیضی چشمه گلی

    مرحوم صیدمحمد

    دانشجوی ارشدخصوصی

    علت فوت:سرطان /بهمن77

    32

    قاسمی

    بهروز

    کارشناسی

    سردفتر/بوشهر

    33

    قیاسوند

    حمید

    ارشدجزا

    وکیل/همدان

    34

    کامرانی

    صالح

    ارشدخصوصی

    وکیل/ساکن سوئد

    35

    کریمی

    غلامرضا

    ارشدعمومی

    استاد/اهواز

    36

    کشاورز

    اسدالله

    دانشجوي دكتراي خصوصی

    قاضی/استاد/شیراز

    37

    ۵۲۹۴۷

    دکترای حقوق بین الملل

    استاددانشگاه آزادکرج/پژوهشگر

    38

    گلچیان نیک

    فرشته

    ارشدبین الملل

     تهران/مشاوربانک صنعت و معدن

    39

    متوسل

    سیروس

    دکتری حقوق

    وکیل شیراز و دبی

    40

    محمدحسن پور

    غلامعباس

    ارشدعمومی

    رییس دادگستری/کیش

    41

    محمدنتاج کردی

    هاجر

    کارشناسی

    قاضی/شیراز

    42

    مرادی

    بهمن

    دانشجوي دكتراي خصوصی

    قاضی/کرمانشاه

    43

    مزارعی

    اسماعیل

    ارشد خصوصی

    قاضی/شیراز

    44

    منفردجهرمی

    محمدرضا

    ارشدعمومی

    قاضی/جهرم

    45

    نصری

    محمدمهدی

    کارشناسی

    سردفتر/شیراز

    46

    نقی زاده

    فرزاد

    ارشدعمومی و خصوصی

    بازپرس/شیراز

    47

    ۵۲۹۶۱

    کارشناسی

    وکیل/اصفهان

    48

    یوسفی باصری

    عباس

    کارشناسی

    کارمندگمرک/؟

    49

    شاه صادقی

    محمود

    ارشدجزا

    قاضی/برازجان

    50

    انجم روز

    هدایت الله

    ارشدخصوصی

    وکیل/دهدشت

    51

    فتاح

    فرشته

    کارشناسی

    سردفتر/یاسوج

    52

    کرمی

    مهرداد

    کارشناسی ارشد

    رییس دادگستری/بهمئی

    53

    ارکیا

    محسن

    ارشدخصوصی

    وکیل/شیراز

    54

    الهی

    محمدرضا

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    55

    نیک نام

    یدالله

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    56

    نیک نژاد

    سیدهادی

    کارشناسی

    وکیل/یاسوج

    57

    هاشمی

    سیدعلی

    ؟

    ساکن بردخون دیر

    58

    حجازی

    سیدحسین

    ارشد خصوصي

    وکیل/تهران

    59

    رنگین کمان

    محمدرضا

    کارشناسی

    مالک انتشارات/تهران

    60

    رضاییان

    فاطمه

    ارشدخصوصی

    وکیل/بیجار

    61

    یعقوبی

    عیسی

    كارشناسي

    دبیرمدارس فارس

    62

    کاظم آبادی

    محمد

    ارشدخصوصی

    وکیل/تهران

    63

    متین

    محسن

    کارشناسی

    وکیل/اصفهان

    64

    لک چشمه سلطانی

    مهین

    دانش آموخته  دانشگاه مجازی علوم قرآن و حدیث

     مدرس قرآن كريم/اصفهان

    65

    فاضل نجف آبادی

    محمدرضا

    کارشناسی

    نجف آباد

    66

    شریفی قروه

    فاطمه

    ؟

    ؟/درود

    67

    مجتهدزاده

    هایده

    کارشناسی

    قبلاٌکارمندحفاظت از محیط زیست اهواز

    68

     شایسته

    لیلا 

     کارشناسی

     وکیل/شیراز

    69

    برخورداری

    رحمان

    ارشدجزا

    قاضی/دیواندره

    70

    حاجی حسینی

     

    کارشناسی

    ؟/یزد

    71

    رمزی

    علی

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    72

    قدوسی فرد

    مرحوم محسن

    کارشناسی

    قاضی(علت فوت:تصادف)

    73

    غفاری

    مهدی

    ؟

    سنگاپور/واردات و صادرات

    74

    قائدی فرد

     محمدباقر

     کارشناسی

    وکیل شیراز

    75

    زارع

    احمد

    ارشدخصوصی

    قاضی/شیراز

    76

     زنگی

    لیلا 

     کارشناسی

     ؟

    77

    ابوالحسنی

    سعید

    کارشناسی

    ؟/تهران(قبلا کارمندبودالان نمی دونم)

    78

    نجیبی

    (خانم)

    ارشدعمومی 

    بندرعباس/استاد

    79

    خادم

     رحیم

    کارشناسی 

    قاضی/استان تهران

    80

    منفرد

    عبدالعلی

     کارشناسی

    رییس دادگستری/اقلید

    81

    قائدی فرد

    محمدرضا

    کارشناسی

    وکیل/شیراز

    82

     دوست آقایان خادم و منفرد که مهمان بود اسمش الان یادم نیست

     

     کارشناسی

     بندرعباس/وکیل

    83

     عباسی

    امین 

    کارشناسی 

    وکیل/شیراز 

    84

     بارون زاده

     سیدرمضان

     کارشناسی

     دبیر مدارس یاسوج

    85

     اميدي

     علي حسين

     كارشناسي ارشد

     شيراز/وکالت

    86

     

     

     

     

    87

     

     

     

     

    88

     

     

     

     

    89

     

     

     

     

    تشنه ی لبیک

     

    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند.

    حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
    این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.



    حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند .



    حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.

     


    التماس دعا

     

    مار و پله

    هیـــسـ

    این بازی عادلانه نیستـــ …..

    این زندگی همه اش  مار بــود

    پلّه هایش کجـــــاستـــ…؟؟؟

    معمای برادر نیچه

    معما:آن چیزی که مردان در پی کشف آن هستند زنان اختراع میکنن

     به کسی که بتونه حلش کنه جایزه داده میشه

    پنجره ای رو به شگفتی های پاییز


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

     

     


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org






    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org








    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org




    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

     

     


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    جایزه

    دوستان هر کی بگه این نشانگر توی این عکس روی کدوم عدد میره یه جایزه خوب پیش من داره

     لطف کنید بگید  نشانگر روی کدوم عدد میره !؟

     لطف کنید بگید  نشانگر روی کدوم عدد میره !؟

    ليست صفحات

    تعداد صفحات : 10